تأثیر نظریههای زیگموند فروید، متخصص مغز و اعصاب اتریشی که اغلب به عنوان “پدر روانکاوی” خوانده میشود ، بسیار فراتر از حلقه نزدیک همکارانش بود. نوشتههای او سعی در درمان آسیبشناسی روانی داشت و هسته اصلی این نظریهها مطالعه ذهن ناخودآگاه بود. در نظریه فروید، ذهن انسان مانند کوه یخی است. در حالی که افکار آگاهانه ما نوک قابل مشاهده کوه یخ را تشکیل میدهند. انگیزهها و خواستههای ناخودآگاه ما در اعماق سطح ذهن مدفون شدهاند. این نوع نگاه به ذهن تاثیر عمیقی بر هنر مدرن و هنرمندان این دوره داشت. به طوری که اساس برخی از جنبشها نظیر سورئالیسم بر نظریات فروید بنا شده است. در این مقاله به بررسی تاثیر فروید بر هنر خواهیم پرداخت.

فروید و دنیای هنر از کجا با یکدیگر تلفیق شدند؟
زیگموند فروید، روانکاو بزرگ، از منتقد هنری گرفته تا گردآورنده و تأثیرگذار، تأثیر بهسزایی در هنر تجسمی داشت. در اینجا ما روشهای زیادی را که نظریههای زیگموند فروید در تاریخ هنر برجای گذاشت، بررسی میکنیم.
وی با اعتقاد بر اینکه رفتار بزرگسالان تحتتأثیر تجربیات سرکوبشده دوران کودکی نظیر عشق، از دست دادن، رابطه جنسی و مرگ قرار دارد.
وی درباره این موضوع، و همچنین تمرین درمان روانکاوی با بسیاری از بیماران در رنج، نوشت. امروزه، بیشتر عقاید فروید با رویکرد علمی و منطقیتری در روانشناسی انسان جایگزین شده است. اما در درون هنر، خلاقیت و اختراع نظریههای زیگموند فروید همچنان مجذوب و الهامبخش تعداد زیادی از متفکران خلاق است.
نظریه ذهن ناخودآگاه توجه جنبش سورئالیسم را در اوایل قرن 20 جلب کرد. هنرمندان درگیر در این جنبش از جمله سالوادور دالی، رنه مگریت، و ماکس ارنست قصد داشتند از آنچه که محدودیتهای ذهن منطقی میدانستند، رها شوند. این هنرمندان با کار خود سعی در افشای افکار ناخودآگاه خود داشتند.

امروزه صحبت از جنبش سوررئالیسم بدون ذکر نام فروید دشوار است. اما کارهای فروید میتواند بر سایر هنرمندان خارج از گروه اصلی هنرمندان سورئالیست تأثیر بگذارد. مانند دومینو، محبوبیت جنبش سورئالیسم و ایدههای آن بر هنرمندان و جنبشهای بعدی تأثیر میگذارد.
درگیری فروید با هنر در طول زندگی خود شامل چندین رشته فعالیت بود. او به طور گسترده درباره زندگی و شخصیت هنرمندان، به ویژه هنرمندان دوره رنسانس، نوشت. فروید همچنین یک کلکسیونر مشتاق هنر بود. وی در طول زندگی خود، آرشیو وسیعی از بیش از 2500 اثر باستانی از تمدنهای باستان در سراسر جهان را جمعآوری کرد. او مجموعه خود را در دفتر کار خود در وین و بعداً در لندن به نمایش گذاشت. وسعت مجموعه وی به حدی بود که خانه وی در لندن در سال 1986 به موزه فروید تبدیل شد تا آرشیو چشمگیر وی را به نمایش بگذارد.
گرچه اولویت شخصی فروید بر هنر باستان بود، اما نظریههای روانتحلیلی او تأثیر ماندگاری در آوانگارد اوایل قرن 20 داشت. هنگامی که هنرمندان به طور فزایندهای فراتر از دنیای مرئی به کاوش در ذهن انسان منحصر میشدند، نظریههای فروید روح زمانه را در بر میگرفت و تکنیکهای تجزیه و تحلیل رویا و ارتباط آزادانه وی تأثیر ویژهای بر جنبش بینالمللی سورئالیسم داشت. حتی امروز، هنرمندان همچنان به دنبال یافتن مواد منبع بارور در نظریههای جذاب فروید هستند.
نوه او، لوسیان ، یکی از محبوبترین نقاشان قرن 21 است.
نوشته های زیگموند فروید درباره هنر
فروید شیفته هنر بود. شکافتن ذهن متفکران خلاق به یکی از رشتههای مهم فعالیت وی به عنوان نویسنده تبدیل شد و به وی امکان جستجوی محرکهای عمیقتری را داد که این خلاقیت را بیدار میکردند.
وی مقالاتی تحلیلی درباره آثار هنری منفرد ، از جمله “موسی اثر میکل آنژ” نوشت و حتی یک کتاب کامل با عنوان “لئوناردو داوینچی و یک خاطره از کودکی او” در سال 1910 در مورد لئوناردو داوینچی منتشر کرد و در آن به بررسی کودکی، جنسیت و نحوه خودآگاهی این هنرمند پرداخت. در بزرگسالی اگرچه گاهی فروید به دلیل وارد کردن بیش از حد محتوای زندگینامهنویسی در مقالههای هنری خود مورد انتقاد قرار میگرفت، اما بدون شک نحوه پیوند ذاتی زندگی هنرمندان با آثارشان، شیوه درک ما از هنر را امروز شکل داده است.
نظریه جذاب دیگری که او پیرامون هنر ایجاد کرد، مفهوم “تقلیدهای ایدئولوژیک” بود. وی استدلال كرد كه یك اثر هنری میتواند باعث تبادل نیرو بین انرژی بیننده و اثر هنری شود، مانند تجربه همدلی. فروید استدلال کرد که این تجربه بخشی اساسی از زندگی در تمدن سطح بالاتر است و نشان میدهد که وی نقش هنر را در جامعه چه اهمیتی میداند.

اتاق کار فروید؛ یک مجموعه هنری حیرت انگیز
در سال 1986 ، خانه فروید در لندن به موزه هنر تبدیل شد و مجموعه هنری گسترده خود را به جهانیان نشان داد.
صد سال قبل ، در سال 1896 ، زیگموند جوان هنوز در وین زندگی میکرد در حالی که پدرش تازه فوت کرده بود. در این دوره از تحریک چشمگیر و ارزیابی مجدد، او شروع به جمع آوری اشیا هنری کرد. اولین خریدهای فروید هنوز نسبتاً ناشناخته و با درآمد محدود، نمونه های گچی از آثار هنری رنسانس ایتالیا بود. اما با شکوفایی حرفه او در سالهای بعد، مجموعه فروید به طور فزایندهای متنوع و پرماجرا شد.
او طعم خاصی برای آثار باستانی نادر ایجاد کرد، زیرا در تمدنهای باستان معنای ذاتی در مورد جامعه بشری دید که به نوبه خود باعث میشد بسیاری از نوشتهها و نظریههای او را مطلع کنند. بسیاری از اشیا هنری وی از بازارهای وین خریداری شده است که از پادشاهیهای باستان در سراسر جهان، از جمله مصر، یونان، روم، هند، چین و اتوریا نشات گرفته است.
وی این مجموعه حیرت انگیز را در دفتر خود در وین و بعداً در لندن به نمایش گذاشت ، وقتی که مجبور شد از جنگ نازیها در جنگ جهانی دوم فرار کند.
بر روی دیوارها ، آنها به شیوه ای التقاطی و تصادفی چیده شده بودند ، همانطور که برایونی دیویس، معاون کیوریتور در موزه فروید اشاره کرد: “سبک نمایش خود اوشخصی بود … اشیای او به روش منحصر به فرد خودش ظاهر میشوند.” او روی میز خود، کوچکترین و گرانبهاترین اشیا خود را گذاشته بود.

نظریه ها و تأثیر آن در هنر امروز
سورئالیست ها تلاش کردند تا نظریههای فروید را در دنیای هنر مدرن و معاصر رواج دهند. یکی از برجستهترین هنرمندانی که میراث او را دنبال کرد ، لوئیز بورژوا مجسمهساز فرانسوی بود. او استدلال کرد که بهترین هنر قرن بیستم دارای یک عنصر اعتراف زندگینامهای است و “نوعی روانکاوی” است.
وی با اشاره به دوران کودکی آشفته خود به عنوان الهامبخش بخش عمدهای از هنر خود، در بیشتر دوران بزرگسالی خود به طور منظم چهار بار در هفته تحت روانکاوی قرار گرفت. آثار هنری او سرشار از تفکرات جنسی است و به نظریههای فروید در مورد جنسیت، به ویژه اعتقاد او به اینکه ما جنبههای مردانه و زنانه هویت خود را داریم، اشاره میکنند.
بسیاری از هنرمندان جوان انگلیس در دهه 1990 از نظریههای فروید، به ویژه سارا لوکاس، مجسمه ساز انگلیسی استفاده کردند.
نظرات کاربران